مطالب زیر گزیده ای است از بیانات حضرت امام خمینی(قدس سره) كه با مرور آن ها، نگرانی او از آیندة انقلاب را به خوبی می توان فهمید و دلواپسی اش از تسخیر موقعیتها و نفوذ در پست های كلیدی توسط كسانی كه حتی از دور هم دستی بر آتش نداشتند را می شود احساس كرد. او پیوسته دغدغة تخریب یاران و نزدیكانش را داشته و دلسوزان واقعی انقلاب را به مردم توصیه كرده و پشتوانه های نظام را بر همگان شناسانده است:


گرانی امام(قدّس سرّه) از تخریب یارانش
«...احتمال قوی می‏دهم كه پس از من، برای انتقام جویی از من، به بعض نزدیكان و دوستانم تهمت ها ـ كه من آنها را ناروا می‏دانم ـ بزنند و به آتشی كه باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگیرند.» (صحیفه امام، ج‏17، ص 90)

دلسوزان واقعی انقلاب در نظر امام(قدّس سرّه)
«...كسانی كه سالها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب داده‏اند و در این راه به پای چوبه‏های‏دار رفته و زندانها كشیده و ترور گشته‏ اند و سلامت خود را از دست داده‏ اند و تحت شكنجه‏های شاه برای استقلال و آزادی مبارزه كرده‏ اند، یقیناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن، نه تنها كمتر از دیگران نسوخته كه بیشتر می‏سوزد و مسیر ارزشی و الهی و پرطراوت خویش را به هیچ وجه عوض نمی‏كنند....» (صحیفه امام، ج‏21، ص 156)

پشتوانه های انقلاب از نگاه امام(قدّس سرّه)
«آیا... آنها كه در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‏اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‏اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‏اند، می‏توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟...» (صحیفه امام، ج‏21، ص 287)

نظر امام(قدّس سرّه) در مورد پایان جنگ
من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل های غلط این روزها رسماً معذرت می‏خواهم و از خداوند می‏خواهم مرا در كنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش كرده‏ایم كه ما برای ادای تكلیف جنگیده‏ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتی هم كه مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل كرده است، آیا از اینكه به وظیفه خود عمل كرده است نگران باشد؟
(صحیفه امام، ج‏21، ص284) 

آنانكه از دور هم دستی بر آتش نگرفته‏ اند، نباید به مسئولیتهای كلیدی تكیه كنند!

«...به همه مسئولان كشورمان تذكر می‏دهم كه در تقدم ملاكها، هیچ ارزش و ملاكی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدی مسولیتها و اداره كشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز و چه فردا، كه خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صِرف امتیاز لفظی و عرفی كفایت نمی‏كند، كه باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجر كشیده‏ها و جبهه رفته‏ها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح داده ها و در یك كلام، مصلحت پابرهنه‏ها و گودنشینها و مستضعفین، بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسك و متمكّنین و مرفّهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و باید سعی شود تا از راه رسیده‏ها و دین به دنیا فروشان، چهره كفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه‏دار نكنند و لكه ننگ دفاع از مرفهین بیخبر از خدا را بر دامن مسئولین نچسبانند و آنهایی كه در خانه‏های مجلل، راحت و بی‏درد آرمیده‏اند و فارغ از همه رنجها و مصیبت های جانفرسای ستون محكم انقلاب و پابرهنه‏های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‏اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته‏اند، نباید به مسئولیتهای كلیدی تكیه كنند، كه اگر به آن جا راه پیدا كنند چه بسا انقلاب را یكشبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند، چرا كه اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‏اند و فرق و سینه شكافته نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نكرده‏اند و از همه زجرها و غربت های مبارزان و التهاب و بیقراری مجاهدان كه برای مرگ و نابودی ظلم بیگانگان دل به دریای بلا زده‏اند، غافل و بیخبرند.» (صحیفه امام، ج‏20، ص 333)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 بهمن 1389    | توسط: وصال    |    | نظرات()