آژانس شیشه ای تبدیل به حافظه جمعی ما در دهه 70 شده است. آدم هایش، حرف

هایش و دغدغه هایش برایمان آشناست. بقول کارگردانش فیلم خوب، اثری ست که

تاریخ مصرف نداشته باشد.

پخش دوباره برنامه یک فیلم، یک تجربه از شبکه 4، دوباره خاطرات آژانس را زنده کرد. در

گیر ودار فکر کردن به اینکه آیا حرف های این فیلم، بعد از اینهمه اتفاق هنوز هم مصداق

دارد یا نه، یاد صحنه ای از فیلم افتادم که همیشه یادم بوده و خواهد بود.

 

فیلمنامه را پیدا نکردم و از حافظه ام می نویسم:

در یک سوم پایانی فیلم، سلحشور (رضا کیانیان)، مامور امنیتی سراغ حاج کاظم

(پرستویی) می آید و می گوید خبر گروگان گیری ات را CNN و BBC تو بوق کردند.

حاج کاظم همان لحظه جواب نمی دهد. (در اولین اکران فیلم در جشنواره، سکوت حاج

کاظم در این صحنه برایم خیلی سنگین بود) سلحشور از آژانس بیرون می رود. احمد

کوهی، دستیارش و هم رزم سابق حاج کاظم پشت سر او می خواهد بیرون برود که

خاج کاظم می گوید: به رئیست بگو  بین عباس و BBC یکی رو انتخاب کنه! ضامن

امنیت ملی برای من، امثال عباسه. اگر امنیت ملی اونها رو CNN و BBC تعیین

می کنه، پس هرکی قبله خودش رو بچسبه!

(وقتی حاج کاظم این حرف رو زد، در سالن سینما نفس راحتی کشیدم)

حالا حکایت ماست و آنهایی که مدام گزارش های آن ور آبی ها را در بوق می کنند و

چماق بر سر ما، تا صدایمان در نیاید! آخر سر هم، این ما هستیم که به غربزدگی

محکوم می شویم!

این حرف حاج کاظم را این روزها باید بارها و بارها تکرار کرد!

منبع وبلاگ کتیبه

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مهر 1388    | توسط: وصال    |    | نظرات()