شریف لک زایی
به انگیزه سی ویکمین سال ربوده شدن امام سید موسی صدر


در شرایطی سی و یکمین سال ربوده شدن امام موسی صدر را پشت سر می گذاریم که یکی از نمایندگان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی، که از قضا مسؤولیتی هم در پرونده امام موسی صدر داشته است، از استخدام وکیل بین المللی در پرونده امام موسی صدر صحبت به میان آورده است!

اگرچه در صداقت طرح این پیشنهاد حرفی نیست، اما اگر این پیشنهاد تأثیر عملی در پرونده ایجاد کرده و مؤثر است، چرا در زمانی که ایشان از نزدیک درگیر پرونده بود و بارها جهت پیگیری این پرونده به لبنان سفر کرد، این پیشنهاد را عملی نکرد تا ما امروز از سرنوشت این عالم فرزانه آگاه می بودیم؟



به رغم این مطلب اما آنان که با اندیشه و سیره امام موسی صدر آشنا هستند، اذعان دارند که ایشان از محبوبیت ویژه ای برخوردار است و با این که سی و یک سال از ربوده شدن ایشان می گذرد بر جمع مشتاقان سیره و اندیشه ایشان افزوده شده است. به نظر می رسد این مطلب بیش از هر چیز ریشه در اندیشه این شخصیت محبوب نسبت به مردم و حرمت گذاردن و احترام نهادن به شخصیت مردم دارد فارغ از آن که دین و مذهب آنان چیست.

امام موسی صدر در شرایطی وارد جامعه لبنان شد که بنابر آنچه گفته می شود جامعه شیعی لبنان از ارج و قرب و اقتداری برخوردار نبود و در مراتب پایین به لحاظ اجتماعی و سیاسی نگاه داشته شده بود و مهم تر این که تأثیری در تعیین سرنوشت خود و جامعه نداشت. با روحیه امام موسی صدر و رسالتی که برای خویش می پنداشت و توجه به مشکلات شیعیان، این وضعیت در طی بیست سال به جایی رسید که اوج آن در تأسیس مجلس شیعیان لبنان به خوبی مشهود است و نشان از ارتقای این جایگاه دارد.

آنچه در طی فعالیت های بیست ساله ایشان به وقوع پیوست ارتقای جایگاه انسان هایی بود که به هر دلیل از کم ترین احترام و امکانات و تأثیرگذاری بر سرنوشت خود و جامعه خود محروم شده بودند. این وضعیت نه فقط برای شیعیان بلکه همزمان نسبت به همه محرومان لبنان رخ نمود. از این رو همه محرومان لبنان خود را وامدار حمایت های ایشان می دانند؛ زیرا امام سید موسی صدر بی آن که به مذهب و دین افراد توجه کند چتر حمایتی خود را با تأسی به آموزه های اسلامی بر روی همه محرومان گسترده بود و البته در این میان جایگاه ویژه ای در بین همه فرق دینی و مذهبی لبنان یافت. سیره وی در این زمینه البته زبان زد خاص و عام است.

آنچه امام موسی صدر در پی آن بود تا اندازه ای محقق شده بود و آن پاسداشت و کرامت انسان در جامعه چند مذهبی و متکثر لبنان بود. او توانست محروم ترین انسان های این جامعه را به حد قابل قبولی از رشد و توانمندی به ویژه در زمینه علمی و فکری و فرهنگی برساند تا بتوانند در مسیر زندگی خود برای خویشتن خویش و سرنوشت فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود و جامعه خود تصمیم گیری کنند. مقاومت مؤثر امروز مردم لبنان در تعیین سرنوشت خویش و استقلال طلبی آنان از اندیشه و سیره امام موسی صدر نشأت می گیرد که در جامعه لبنان منتشر شده است.

برخاسته از نگرش رحمانی امام موسی صدر به عموم مردم، سیره وی در برخورد با مخالفان نیز از الطاف و مهرورزی های این شخصیت محبوب حکایت دارد. او در مقابله با مخالفان فکری و سیاسی خویش هیچ گاه کینه توزی روا نمی داشت و درایت او در مدیریت چالش ها و بحران ها و بسط مهروزی، یخ های مخالفان را ذوب کرده و آنان را مشتاقانه با خود همراه می کرد. بی آن که هیچ عناد و لجاجتی از خود نشان دهد، در مواقع مناسب به دیدار مخالفان خود می شتافت و آنان را با همین رفتار خود شگفت زده و متحول و متغیر می ساخت.

چنان که گفته شد، نگاه سرتاسر مهرورزانه امام موسی صدر نسبت به مردم، اعم از موافقان و مخالفان، البته برخاسته از آموزه های دینی بود که او در زمان تحصیل در حوزه علمیه آنها را آموخته بود. شاید در این میان آنچه بیش از همه در او تأثیر گذار بوده، آموزه های انسان شناسانه مندرج در حکمت متعالیه است که نگاه روشنگرانه ای نسبت به انسان ارائه می کند. اساساً به دلیل اهمیت مباحث انسان شناسی در مکتب فلسفی حکمت متعالیه شاید بتوان از این فلسفه به نوعی فلسفه انسانی تعبیر کرد. فلسفه ای که نگاه بارز آن به انسان، نگاه انسان مختاری است که می تواند آزادانه و مسؤولانه برای زندگی و جامعه خود تصمیم بگیرد.

کاری که امام موسی صدر در لبنان نسبت به شیعیان و در سطحی وسیع تر نسبت به تمام جامعه لبنان انجام داد همانا توجه دادن به همین ویژگی آشکار آدمی بود. او به خوبی به مردم آموخت که برای حیات سیاسی و اجتماعی خویش تصمیم گیری کنند و حرمت و عزت خویش را ارج نهاده و سرشار از حس مسؤولیت باشند. مبارزات مستمر در مقابله با صهیونیست ها از چنین منظری پدید آمد و به نظر می رسد هنوز که هنوز است جامعه لبنان را توان مند و پرظرفیت نگاه داشته است.

چنین انسانی از منظر امام موسی صدر البته از حق مخالفت کردن نیز برخوردار است. ایشان در لبنان در کنار تأکید بر مختار بودن آدمی به یاد آورد که می توان با بهره گیری از عنصر اختیار به مخالفت پرداخته و از حقوق مشروع و قانونی خود دفاع کرد. جالب این که او خود در مواردی از اعتصاب و راهپیمایی های سراسری برای احقاق حق محرومان لبنان و برای تحقق همبستگی در جامعه لبنان و زدودن اختلافات بهره برد و این ویژگی را عنصر بارز یک انسان واقعی می شمرد.

اساساً بسیاری از همین مخالفت ها برای به دست آوردن و دفاع از حقوق پایمال شده محرومان لبنان از او چهره ای محبوب ساخت. او همواره در پی کاهش آلام و رنج های مردمی بود که طعم تلخ سال ها محرومیت را چشیده بودند. بیشتر اوقات او در حل مشکلات مردم صرف می شد و رسیدگی به وضعیت مردم را برای خود امری لازم و ضروری می شمرد. مردمی بودن و مردمی زیستن از خصائص بارز امام موسی صدر بود که از وی چهره ای متفاوت ساخته بود. همواره باری از دوش مردم بر می داشت نه این که باری بر دوش آنان بیفزاید.

با این همه برخی تازه یادشان آمده است که برای روشن شدن سرنوشت مبهم امام موسی صدر وکیل بین المللی استخدام کنند. با همه محبوبیت امام موسی صدر متأسفانه سرنوشت مبهم ایشان روشن نشده است و خدا می داند سال های بعد چه پیشنهادی از سوی آنان که امروز این وظیفه را بر عهده دارند مطرح شود. شاید هنوز انسان های صاحب همتی پیدا نشده اند که به این مهم بپردازند.
همچنان امید می بریم روزی «بی‌خبری‌ها در این قضیه با همت صاحبان همت پایان پذیرد».

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 شهریور 1388    | توسط: وصال    |    | نظرات()